الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

158

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

على ( ع ) در راه چون على ( ع ) از مدينه حركت كرد و به منطقهء فيد « 1 » رسيد ، به سمت كوهستانهاى طى رفت و عدى پسر حاتم همراه ششصد تن از قوم خويش به ايشان پيوست . على ( ع ) به ابن عباس فرمود : رأى و نظر تو دربارهء مردم كوفه چيست ؟ ابن عباس گفت : عمار را بفرست كه از پيشگامان مسلمانان و شركت‌كنندگان در جنگ بدر است و اگر او در كوفه سخن بگويد مردم به تو گرايش پيدا خواهند كرد . من هم همراهش مىروم ، پسرت حسن ( ع ) را نيز همراه ما بفرست . على ( ع ) هم چنان رفتار كرد . آنان روى به راه نهادند و چون به كوفه رسيدند ابن عباس به حسن ( ع ) و عمار گفت : ابو موسى مردى سركش است ، اگر با او به نرمى و مدارا رفتار كنيم به منظور و خواستهء خود دست خواهيم يافت . گفتند : هر گونه مىخواهى رفتار كن . چون پيش ابو موسى رسيدند ، ابن عباس به او گفت : على ( ع ) چون از شتاب تو در راه اطاعت از خدا و پيامبر ( ص ) آگاه بود و مىدانست كه آنچه ما اهل بيت رسول خدا دوست داريم همان را انجام خواهى داد ، ما را پيش تو فرستاد . از سوى ديگر تو خود فضل على و سابقهء او را در اسلام مىدانى و على براى تو پيام فرستاده است تا از مردم براى او بيعت گيرى و تو را بر اين كار تثبيت خواهد كرد و از تو خشنود خواهد شد . ابو موسى فريفتهء اين سخنان شد و به منبر رفت و خود با على بيعت كرد و يك ساعتى هم از مردم براى على بيعت گرفت و از منبر پايين آمد . خطبهء عمار در كوفه عمار چنين گفت : ستايش فراوان خداى را بدان گونه كه سزاوار نعمتهاى بىشمار اوست كه هيچ كس را توان آن نيست كه از عهدهء شكرش بدر آيد و قدر نعمتش را چنان كه بايد بداند . گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانهء بىانباز نيست و گواهى مىدهم كه محمد بنده و رسول اوست كه خدايش همراه با هدايت و پرتو آشكار و پيروزى گسيل داشته است . محمد امين خيرخواه و حكيم راست گفتار و پيامبر كردگار جهانيان و رهبر مؤمنان و به راستى خاتم پيامبران است كه پيامبران گذشته را تصديق

--> ( 1 ) شهركى در نيمهء راه مكه به كوفه ، كه تا روزگار ياقوت حموى ( قرن هفتم ه ق ) آباد بوده است . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به ياقوت حموى ، معجم البلدان ؛ ج 6 ، ص 408 . م